چه بودیم؟ چه شدیم؟

 

شهرها اماکنی  هستند که جدا از منطقه جغرافیایی، فضایی بوجود می­آورند که نتیجه عملکرد زندگی فعال ساکنین آنست. اگرچه فضا در برگیرنده مکان است، اما فضا امریست اجتماعی که در شبکه تعاملات اجتماعی ساخته می­شود. به تعبیر دیگر، افراد جامعه هستند که در شکل گیری فضای شهری نقش اول را ایفا می نمایند.

این گونه است که وقتی وارد یک شهر می­شویم با توجه به فضای شهری فی­البداهه قضاوتی در ذهن متبادر می­گردد که حاکی از میزان آگاهی و فرهنگ و رشد اجتماعی ساکنین آن شهر است.

موضوع را با یک طنز تلخی که اخیراً در محاوره ها رایج شده است شروع می­کنم.که حکایت درحسرت گذشته است.

دهقان فداکار پیر شده، چوپان دروغگو عزیز شده، روباه و کلاغ دستشون تو  یه کاسه است، حسنک گوسفندان را ول کرده و توی یک شرکت آبدارچی شده، رستم رخشش را فروخت با موتور کیف قاپی می­کند، آرش کمانگیر معتاد شده ...

این طنز اگرچه اغراق آمیز است و شاید تصویر واقعی از روزگار ما ترسیم نکند، اما اشاره ای بر بی تفاوتی ها به
ارزش های اجتماعی دارد،که در پرسه زمان فدای امیال و خواسته های شخصی می­گردد.

ما در شهری زندگی می­کنیم که در گذشته نه چندان دور او را دروازه اروپا می نامیدند. ساکنین شهر همه شادیها و غمهای خود را با امواج بزرگترین دریاچه دنیا زمزمه می­کردند.

تالاب آن چشم نواز و دلفریب بود و می توانستی ساعتها به تماشای گل های ارغوانی که در پهنای زلال آن روئیده بود بنشینی و شاهد پرواز پرندگان باشی. بلواری داشت با عطر گلهای اقاقیا و بهار نارنج و تندیسهای فروشتگان.

ما در شهری زندگی می­کنیم که در گذشته نه چندان دور معماری آن به سبک اروپا که هنوز آثار و بقایای آن در گوشه و کنار شهر  پیداست و شوربختانه بر اثر بی­توجهی میراث فرهنگی به صورت مخروبه خودنمائی می­کند و آن گذشته پر رونق شهر را به رخ می­کشد، ساکنین آن یپش قدم در استفاده از بسیاری از ابداعات و اختراعات ورود به دوران مدرنیته صنعتی، فرهنگی و اجتماعی دنیا بودند.

ما در شهری زندگی می­کنیم که در گذشته نه چندان دور با جمعیتی کمتر از یک هشتم جمعیت فعلی دارای مجهزترین بیمارستان منطقه، 5 سینما و مدرنترین سینما تاتر و مجهزترین استادیوم ورزشی آن روزگار بود و مردم از شهرهای دور و نزدیک برای اشتغال، تحصیل، معالجات پزشکی تاتر و سینما، ورزش، تجارت و استفاده از جذابیتهای گردشگری به این شهر هجوم می­آوردند.

ما در شهری زندگی می­کنیم که در گذشته نه چندان دور مردمان با فرهنگ که به حقوق و تکالیف شهروندی خود آگاه بودند و به آن عمل می­کردند. و البته مدیران شهری مسئول، قانونمند و پاسخگو چون بحرپیماها *را داشت.

اکنون بر ما چه گذشت؟ شهرمان را به مخروبه تبدیل کردیم، ساحل را بر خود بسته ایم، تالاب را با آلودگی­ها و تجاوز به حریم آن خشکانیده ایم، در بلوار، این بوستان بی نظیر، به جای بوی اقاقیا و بهار نارنج، بوی مشمئز کننده فاضلاب و افیون به مشام می­خورد. بی قوارگی و آشفتگی بر شهر سایه افکنده، سیمای شهر و مبلمان شهری که نخستین جلوه هایی است که در ذهن و حافظه هر بیننده باقی می­ماند، هیچ نوع مشخصه ای را از هویت شهر تداعی نمی­کند. طرح های عمرانی نیمه کاره رها شده همچون زخم کهنه و لاعلاجی بر پیکر شهر خودنمائی می­کند.

زباله را در هر کوی و برزن ریخته ایم و با بهداشت و پاکیزگی محیط زیست آشکارا به ستیز برخاسته ایم. به حریم آبراهه ها تجاوز می­کنیم، معابر عمومی پیاده رو و سواره رو را تصرف می نمائیم، حتی خود را از قید مطالبه حقوق شهروندی خویش و تعهدات تکالیف شهروندی رهانیده ایم.

ما در شهری زندگی می­کنیم که نام منطقه آزاد تجاری را به یدک می­کشد. بنا به آمارهای رسمی بالغ بر 17% و آمارهای غیررسمی بالغ بر 27% بیکاری در شهر وجود دارد. که رتبه اول در استان ! که نه شاید در کشور محسوب
می شود را دارد.

راستی بر ما چه گذشت؟ این پرسش است! چه چیزی سبب این همه عقب ماندگی شهر ما شده است؟ انقلاب اسلامی ما؟ 8 سال دفاع مقدس؟ تحریمها توسط ابرقدرتهای جهانی؟ خوب اینها در کل مملکت اتفاق افتاد. اما شهرهای اطراف حتی دهستانهای دور و نزدیک از ما پیشی گرفتند. روستاها به دهستان، دهستانها به بخش و بخشها به شهر تبدیل شدند، و شهرها همچنان به سوی توسعه پیش می­روند اما شهر ما به عقب افتادگی مزمن دچار شده است. در شهر که پرسه
می زنیم در محافل عمومی از مدیران شهری گله مندیم! در تماس با آنها، ابتدا همراهی می­کنند و اشک می ریزند. آنها شهروندان را نجیب و متمدن می­دانند. اما با روش وعده در مانی، همه را راضی بر می­گردانند. سالهاست که این شیوع نخ نما شده را ادامه می­دهند. البته خود مدیران شهری هم به نخ نما شدن چنین شیوه ای برخورد اعتقاد پیدا کردند! چرا که در نشست خبری 9 اردیبهشت 93به مناسب روز شوراهای اسلامی، اذعان شده که «با وعده درمانی و فرافکنی و حرف زدن به جائی نمی­رسند».

سازمان آب منطقه­ای متولی آبهای سطحی، دریا و عمقی کشور است، اما به تجاوزات به داخل بستر آبراهه ها و دریا و تالاب واکنشی نشان نمی­دهد. عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست در زمینه آلودگی­های زیست محیطی چه عرض کنم، در همه عرصه­ها از محیط شهری گرفته تا آلودگی های آبراهه ها، تالاب و دریا و ساحل آن حتافضولات انسانی خارج شده ازتاسیسات به اصطلاح بهداشتی شهرداری که خود قابل رویت همه شهروندان می باشد.

حال اگر نیمه پر لیوان را ببینیم، امید است شاید در 2 سال باقی مانده، در عملکرد شورای اسلامی تفاوتهایی را شاهد باشیم. اما مدیران شهری ما یک طرف مشکل ما هستند. طرف دیگر مشکل شهر ما خودمان هستیم. ما هنوز منتظر دهقان فداکاریم، می­خواهیم رستمی را بیابیم که با رخشش هویت شهروندی ما را به ما برگرداند. ما انتظار داریم که آرش بیاید تا حدود و ثغور تکالیف و حقوق شهروندی ما را تعیین نماید. بی خیال از اینکه روباه و کلاغ دست به دست هم داده اند و همراه با چوپان دروغگواین مردمان نجیب و متمدن را سر می­دوانند.

آنهایی که وارد شهر می­شوند این وضعیت اسفبار را می بینند در مورد ما چه قضاوتی دارند؟ آیا ما را همان شهروند با فرهنگی که به حقوق و تکالیف شهروندی خود واقفند و به آن عمل می­کنند می­دانند؟

ما چه قضاوتی در مورد خودمان داریم؟ آیا باز هم می توانیم بخود ببالیم که ما چنان بودیم که شهر ما دروازه اروپا بود؟ اگر چنین تفکری باقی است، باید گفت ما همچنان در مفتون گذشته خود باقی مانده ایم و عقب ماندگی ما از خود شیفتگی مفرط از گذاشته نشأت می­گیرد.

شهر ما ملک مشاع ماست که پدران ما با آن گذشته ای که وصف آن رفته به ما تحویل دادند، شهرنشینی اصول و قواعدی دارد، بیائیم با رعایت اصول و قواعد شهرنشینی، شهروندانی باشیم که به حقوق و تکالیف شهروندی خود واقف بوده و به آن عمل می­نمائیم. ارزشهای اجتماعی و منافع عمومی مان را فدای امیال و خواسته های شخصی نکنیم. بیائیم زیر چتر سازمانهای مردم نهاد راه را برای ورود به جامعه مدنی هموار نمائیم. تکالیف شهروندی را به حکم شهرنشینی در قبال حقوق شهروندی که به عهده گرفته ایم، انجام دهیم. مطالبات به حق خود را با زبان مدنی و روشی معقول و قانونمند مطرح و مصّراً پی گیری نمائیم. مدیران شهری را که با بی­اعتنایی به حقوق شهروندی ما شهر را به مخروبه تبدیل نموده اند به پاسخگویی وادار نمائیم. در احراز حقوق پایمال شده مان یک جانبه منفعل نشویم و مقهورانه مغلوب بی عملی ها نگردیم.

این حق ماست که شهری آباد و زیبا داشته باشیم.

*اقای محمد نقی بحرپیما شهرداراسبق بندرانزلی(ازدیماه 1353الی اسفند1356)که بپاس خدمات ارزنده وماندگارش به عنوان شهروندشایسته شهربندرانزلی برگزیده شد.