▪️ در تعریفی ساده از واژه "برنامه" می توان گفت مجموعه ای از کارهای هدفمند که با طرحی مشخص و در زمان بندی مشخص در راستای رسیدن به اهداف مجموعه انجام می گیرد، اگر به همین تعریف ساده اکتفا کرده و وارد مباحث تخصصی برنامه ریزی و روند علمی آن نشویم و این تعریفِ ساده را مبنایِ قضاوت خود برای سنجش عملکرد مجموعه ای مثل شهرداری انزلی قرار دهیم به سادگی می توان عدم برنامه ریزی این نهاد جهت اداره شهری مانند بندر انزلی که خود از پیچیدگی های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی بسیاری برخوردار است را تشخیص داد. در این حدود یک سال از حضور مدیریت شهری جدید شاهد اجرای پروژه هایی در سطح شهر بوده و هستیم که هیچ پیدا نیست اولویت اجرای‌شان بنا بر چه برنامه و نیازی تشخیص داده شده است، یا جلساتی که به شکل جزیره ای با موضوعاتی پراکنده در شورای شهر یا شهرداری انزلی تاکنون برگزار شده است.

 

▪️برای طراحی و ساخت ایستگاه اتوبوس جلسات متعددی گذاشته و در نهایت با انتخاب پیمانکار قضیه را فیصله می دهند بی آنکه این نهاد در ابتدا برنامه ای جامع برای حمل و نقل درون شهری داشته باشد، در سویی دیگر به مانند دوره های گذشته سنگفرش پیاده رو ها را با مته خرد می کنند و جای آن را به سنگفرش های نو می دهند بی آنکه نیاز آن احساس شده یا در راستای عدالت فضایی بوده باشد. در نمونه ای دیگر یکباره دست به تعویض مبلمان بلوار انزلی می زنند در حالیکه تاکنون از طرح یا برنامه ای یکپارچه در رابطه با احیا یا حتی بازآفرینی این بلوار از دست رفته صحبتی به میان نیامده است. در چند ماه نخست فعالیت شورای پنجم، صحبت از ساخت دروازه ورودی غربی به میان می آید، بی آنکه از اساس نیاز چنین سازه ای در شهر احساس شود در نهایت پروسه ی انتخاب طرح این دروازه به شیوه ای مه آلود طی می شود و در بودجه 97 ردیف قابل توجهی هم به آن اختصاص می دهند. در همین بودجه ارائه شده از سوی شهرداری، که به شکل عجیب و مبهمی نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده، ردیف های بسیاری برای پروژه های روبنایی لحاظ شده که برای همین پروژه ها نیز زمان بندی اجرایی و اولویت بندی مشخصی تا به امروز اعلام نشده است، این نقطه تاریک را در بخش درآمد بودجه 97 هم می توان مشاهده کرد. همه اینها و دیگر پراکنده کاری های مدیریت شهری در انزلی را می توان نتیجه عدم برنامه ریزی و نگارش یک برنامه منسجم و معقول دانست که بستر ساز آسیب های بسیاری مانند شهر فروشی، قانون گریزی، ویژه خواری و... می شود.

 

▪️ اینکه مدیران برای اداره یک مجموعه و هدایت آن به سمتِ تحقق اهداف، نیازمند مطالعه و طی کردن فرایندِ برنامه ریزی هستند دیگر امری بدیهی ست، اما آنچه که این روزها می تواند مورد پرسشِ قرار گیرد، این ست که عدم برنامه ریزی در اداره یک مجموعه خواست چه کسانی ست؟ در حافظه سیاسی ما هنوز پر رنگ است، آنچه که پس از روی کار آمدن دولت نهم از سوی رییس دولت وقت رخ داد، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی به بهانه های واهی که موجبات گل آلود شدن آب جهت ماهیگیریِ سودجویان را فراهم آورد. حال در مقیاسی کوچک تر، شهر نیز چنین موقعیتی را پیش روی خود می بیند، مجموعه ای که به سبب عدم برنامه ریزی به مرز ورشکستگی رسیده و با وجود بدهکاری های سنگینِ به جا مانده از گذشته، که حاصل همین شیوه مدیریتی ست، مدیریت شهری جدید نیز همان اسلوب را پی گرفته و پس از روی کار آمدن در این فرصت  چند ماهه، که به قول خود صرف نجاتِ کشتی به گل نشسته شده، خود را در روند شکل گیری نهادی که بتواند "برنامه" ای برای اداره شهر طرح ریزی کند، قرار نداده است.

 

▪️ پر واضح ست که متولیان امر می‌دانند و پی نمی گیرند، چرا که بی برنامگی راه گریز خوبی ست برای آنان که پاسخگویی را در ارائه بهانه های عوام فریبانه می بینند. حال در این اوضاع تنها مساله ای که سبب می شود مدیران با آسودگی از ارائه برنامه علمی شانه خالی کنند، عدم مطالبه عمومی است.امروز یکی از مهم ترین وظایف نهادهای مدنی در شهر انزلی باید ایجاد چنین مطالبه ای در شهروندان باشد که با انتقال این فشار بر مدیریت شهری و دیگر نهاد ها آن ها را به سوی برنامه ریزی علمی و ارائه شفاف و عمومی این برنامه به شهروندان سوق دهند تا بتوان با معیارهایی مشخص و طبق برنامه ای که از پیش ارائه شده عملکرد مدیریت شهری را مورد  نقد و قضاوت قرار داد.

 

آرمین صافدل

مرداد 97