اعتراف کنیم که مقصر بودیم!

آنچه ذیلاً به آن اشاره می شود شاید از گفتنی هایی است که من و من نوعی می دانیم، امّا یادآوری آن برایمان ملال آور است .اما  تأمل برانگیز!

بندرانزلی با توجه به قدمت تاریخی کوتاه آن، در مقایسه با سایر شهرهای باستانی کشور، با سرعت بیشتری در مسیر رشد و توسعه قرار گرفت. این شهر به لحاظ تاریخی در حدود 3 قرن پیش، شناسایی گردید، با توجه به موقعیت جغرافیایی استثنایی آن که در مسیر تردد مردمان شرق و غرب قرار داشت، موجبات توسعه و پیشرفت سریع تری را برای آن فراهم نمود. به طوریکه بسیاری از اولین های فرهنگی، هنری، ورزشی، صنعتی، اجتماعی آن روزگار ایران را به خود اختصاص داده و به عنوان دروازه اروپا شناخته شد.

بندرانزلی بی اغراق نگین شهرهای ایران بود. این شهر با داشته هایی همچون، امکانات بهداشتی کافی و بیمارستان 100 تخت خوابی مجهز به دستگاه های پیشرفته آن زمان، و پزشکان حاذق، همچون دکتر علی آبادی، دکتر سحری، دکتر تنکابنی و.... و کارکنان عاشق به این حرفه مقدس، مراکز آموزشی مهیا، با معلمانی متعهد به شغل پر اعتبار معلمی، که به عنوان شهر صادرکننده معلم به سایر شهرهای استان شناخته شده بود. سرانه ورزشی مطلوب آن زمان، کارآفرینی در بخش های گردشگری، شیلات، گمرک، بندر و نیروی دریایی و اماکن مناسب برای ترویج و عرضه هنر، سینماهای مجهز، مکان های گردشگری بی نظیر، تالاب و پرندگان مهاجر و بومی و ساحل شنی با نشاط آن .... و سرانجام دارای مردمانی پر تلاش، پرسشگر و آشنا به حقوق و تکالیف شهروندی، و همچنین مدیرانی متعهد و مبتکر و شهروند مدار، چون نقی بحرپیما شهردار جوان شهر ماکه درمراسم عقد خواهرخواندگی بندرانزلی وشهرگابورک کشورفرانسه باحدودیک ساعت سخنرانی بزبان فرانسه شگفتی افرین محافل سیاسی واجتماعی ان زمان دوکشورشده بود .(شهرگابورک درکشورفرانسه ).

بندرانزلی یقینا  جز زیباترین .بافرهنگ ترین و پر جاذبه ترین شهرهای ایران بوده که بسیاری از مردم شهرهای اطراف برای معالجات و معاینات پزشکی در بیمارستان و مراکز بهداشت مجهز آن، و برای تحصیل در مدارس پیشرفته آن، و اشتغال در مراکز کارآفرینی های متنوع، بهره برداری از اماکن هنری و سینما، و استفاده از فضاهای ورزشی استاندارد آن روزگار که حتی مسابقات قهرمانی کشور را برگزار می نمود، به این شهر هجوم می آوردند. همچنین گردشگران از اقصا نقاط کشور و جهان برای دیدن و استفاده از این موهبت الهی به این شهر می آمدند.

در مجموع همه این داشته ها که موجبات رونق اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و رفاهی این شهر را فراهم می نمود، از نسل گذشته بما رسید! بما که وارثان نالایقی بودیم. به شدت نالایق! نه اینکه فقط با زمان پیش نرفتیم و به روزرسانی نکردیم، بلکه حتی همان داشته ها را ترمیم نکردیم، که از دست دادیم اکنون از شهرمان فقط اسمی به نام بندرانزلی باقی مانده، که هیچ شباهتی به گذشته اش ندارد. در یک کلام می توان گفت که بندرانزلی تنها شهری است که وقتی از گذشته اش صحبت می شود، مخاطب تصور می کند که در مورد آینده این شهر حرف می زنی.

بیمارستان 100 تختخوابی داخل شهر را با بیمارستان 90 تختخوابی خارج شهر عوض کردیم، که به علت کمبود امکانات و تجهیزات پزشکی، بسیاری از بیماران به مرکز استان اعزام می شوند. آمارها نشان می دهد، به رغم رشد جمعیت شهری، تعداد دانش آموزان مشغول به تحصیل در مقایسه با سال های گذشته به شدت کاهش یافته است. کاهش چشم گیر قبولیهای آزمون سراسری حکایت از کاهش شدید کیفیت آموزش و پرورش دارد.

بندرانزلی مهد ورزش ایران بود، تعداد افتخارآفرینان ورزش این شهر با بسیاری از کشورها رقابت می کرد، اکنون آن سرانه مطلوب فضای ورزشی گذشته، یک استادیوم پیر و فرسوده، سالن های عاریه ای و امکانات ورزشی غیر استاندارد باقی مانده است که پاسخگوی فوج عظیم جوانان با استعداد این شهر 125 هزار نفری نمی تواند باشد. این جوانان سال های طولانی از شنیدن شعار احداث مجموعه ورزشی، همراه با استادیوم 15 هزار نفری که در مبارزات انتخاباتی گوش فلک را کر میکرد، دلخوش بودند اما مدت هاست به فراموشی سپرده ایم. این شهر با داشتن این همه افتخارآفرینان در ورزش های آبی و دارا بودن 5 آبراهه و کانال آبی بی نظیر طبیعی، نتوانستیم برای جلب گردشگران ورزشی یک پیست برگزاری مسابقات ورزش های آبی کشوری احداث نماییم.

ما تیم فوتبال زنان ملوان را که یک تیم مطرح در سطح کشور بود، ناجوانمردانه منحل کردیم، ما حتی نتوانستیم تیم فوتبال ملوان را که از نسل گذشته به عنوان هویت و شناسنامه شهرمان تلقی می شد در صحنه نگهداریم. ما در انزلی بیکار نداشتیم، کما اینکه از شهرهای اطراف برای اشتغال و ارتزاق به این شهر می آمدند اکنون شهر ما از این همه داشته ها رکورددار تعداد بیکاران در استان و یکی از پیش قراولان تعداد بیکاری در کشور است. حتی پیشوند پرطمطراق بندر آزاد تجاری هم این دمل چرکی را مداوا نکرده است.

از سواحل بسته و تصرف شده توسط از ما بهتران و تالاب رو به اضمحلال و تجاوزات بی امان به حریم آن و فروش بستر تالاب از طریق مزایده علنی و عمومی، انباشت زباله در حاشیه دریا و تالاب و سرریز شدن فاضلاب از منهول های مسیر معابر و ..... از جمله ناهنجاری هایی است که بیان آن سرافکندگی و شرمساری من و من نوعی را تشدید می نماید.

هتل ها و میهمان پذیرهای بی ستاره و غیر استاندارد، با مدیریت های سنتی و بدون نظارت، اصناف سودجو و ناآگاه از فرهنگ گردشگرمداری، محیط زیست آلوده درون شهری و ... به همین اندک گردشگرانی که به این شهر وارد می شوند مجال حتی یک روز ماندگاری در این شهر را نمی دهد.

راستی برما چه گذشت که اینگونه خودزنی کردیم و همه داشته هایمان را به هرز از دست دادیم؟ اعتراف کنیم که وارثان نالایقی بودیم! خصوصاً پس از اجرای قانون شوراها در کشور که اداره امور به ما سپرده شد! در انتخابات یا رای نمی دادیم و اگر رای می دادیم به نارسایی ها و ناهنجاری ها اعتراضی نداشتیم، اساساً با فرهنگ اعتراض غریبه بودیم! چون به گفته مدیران شهری، ما شهروندان «نجیبی» هستیم!! انساهای نجیب ادمهای قانعی هستند !این مدیران در پاسخ به پرسش های پراکنده شهروندان توجیه نخ نما شده را تکرار می کردند که «در مملکت انقلاب شده، 8 سال جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم تحریم های فلج کننده بی تحمیل شده است». غافل از اینکه بندرانزلی یکی از صدها شهر این کشور است که انقلاب، جنگ و تحریم دیده است! پس چگونه است که در سایر شهرها آبادانی و رفاه ایجاد شده؟ همین شهرهای اطراف را مقایسه کنیم. به رشد و توسعه این شهرها غبطه می خوریم و به عقب ماندگی خود آه حسرت می کشیم.

اعتراف می کنیم که مقصر بودیم، چهار دوره مغرورانه شانه هایمان را بالا می انداختیم و با بی تفاوتی با صندوق رای قهر کردیم، یا اگر رای می دادیم بخاطر وابستگی های قومی، عشیره ای و یا منافع گروهی و شخصی اعتراضی نداشتیم. و 18 سال به همین منوال گذشت و وضعیت شهرمان را به یک عقب افتادگی مزمن دچار کردیم.

اکنون من و من نوعی ماندیم و نسلی پرسشگر که در چرائی این وضعیت شهر پاسخی نداریم، جز اینکه اعتراف کنیم ، مقصر بودیم! 18 سال چشم بسته دست به همان سوراخی کردیم که نیش خوردیم و صدای ما هم در نیامد.

اما امروز این نسل عصیانگر، اعترافات من و من نوعی را شنید و هوشمندانه نقاب از چهره کودکی و نوجوانی برداشت و خود مسئولانه وارد عرصه شد.

آنچه در 29 اردیبهشت 96 بر انزلی گذشت تحقق اراده عمومی همین نسل است که حال و هوای رشد و توسعه شهر را در سر می پرورانید، و با حرکتی متفاوت کلیه معادلاتی که بر اساس منافع شخصی، قومی و گروهی تنظیم شده بود برهم زد و تغییری را پایه گذاری نمود، تا بتواند شهر را در مسیر رشد و توسعه قرار دهد و حقوق حقه شهروندان را احراز نماید.

اسامی بیرون آمده از صندوق، عصاره باورهای این نسل است و اعتبار این افراد وابسته به عملکرد 4 ساله آنان در مسند تصمیم سازی این شهر دارد. من و من نوعی که در خلسه گذشته شهرمان غوطه ور بودیم، امروز وظیفه داریم برای جبران مافات با این عزیزان که با شور و شعور خود این تغییر را به وجود آوردند همراه باشیم، و به پاسداشت باورهای این نسل و به حرمت آرای برآمده از صندوق ها، متحد شویم و با حضور فعال خود در عرصه اجتماعی، عملکرد منتخبین را رصد کنیم. وبانظارت وپایش ونقد از اجرا تصمیمات و برنامه های آنان که تامین کننده رفاه عمومی و عدالت اجتماعی است، حمایت همه جانبه نماییم و پشتیبان عملی و علنی تصمیم سازان و مجریان آن باشیم، و همین طور هر گونه قوم گرایی، حامی پروری، جناح بندی و عدول از وظایف قانونی مدیران شهری و اجرایی را که مستقیم یا غیر مستقیم به منافع عمومی شهر و شهروند لطمه وارد می سازد افشاء نماییم و از طریق راهکارهای قانونی به مقابله با آن بپردازیم تا بتوانیم زمینه یک شهر ایده آل و در خور این جوانان را برای آینده آنان فراهم نماییم.                                                                                                                                                                                                  (ه_الف)